Min. Marjan Badiee
About
Teacher
Farsi
Tuesday, December 9, 2025
من مرجان بدیعی هستم، اصالتاً اهل شهر زیبای خرمآباد در ایران، اما از ۸ سالگی به تهران بزرگ مهاجرت کردم و آنجا بزرگ شدم. متولد سال ۱۳۶۰ هجری شمسی هستم و اکنون ۴۳ سال دارم.
من با آرش رحمانی فرزین، همسرم که ۴۳ سال دارد، زندگی میکنم و مادر آندیا رحمانی فرزین، دختر ۱۳ سالهام هستم.
تحصیلاتم را در تهران تا مقطع دبیرستان گذراندم و سپس برای ادامه تحصیل به اصفهان رفتم و در رشته نقشهکشی معماری درس خواندم. بعد از فارغالتحصیلی، در یک شرکت مهندسی مشغول به کار شدم و از همان زمان تا امروز، تمام عمر حرفهایام را در دنیای معماری سپری کردهام.
عاشق این هستم که نقشهای بکشم و ببینم آن بنا واقعاً ساخته میشود، و لذت میبرم از اینکه خلق من به واقعیت تبدیل میشود. این حس خلاقیت و تحقق ایدهها همیشه انگیزه من در مسیر کاریام بوده است.
اینکه تغییر ایجاد کنم یا کلا چیزی را از نو بسازم.
علاقه من به نقشهکشی معماری از همان کودکی شکل گرفت؛ حتی قبل از ورودم به دبیرستان، یک روز به دفتر کار پدرم رفتم و دیدم یک مهندس مشغول نقشهکشی است. همان لحظه بود که شیفته این رشته شدم. از آن روز به بعد، اگر ۱۰ ساعت پشت سر هم نقشه بکشم، هرگز خسته نمیشوم.
با اینکه هیچگاه شرکت خودم را راهاندازی نکردم – شاید به این دلیل که در خودم توانایی مدیریت کامل را در آن زمان نمیدیدم – اما همیشه مسئولیتپذیر بودهام و تا زمانی که کل پروژه نقشهکشی را کامل نکنم، آرامش ندارم. این تعهد و پشتکار، بخش جداییناپذیر شخصیت حرفهای من است.
در طول حرفهام، معمولاً با مالکها و وکیلهای مالک سر و کار دارم و همیشه از اینکه بتوانم سلیقههای مختلف را راضی نگه دارم خوشحالم. برخی از مشتریان میخواهند نقشه خانه یا ملکی را که دارند تغییر دهند و من این کار را برایشان انجام میدهم.
ایجاد تغییر و ساختن آن من را به وجد می آورد.
در این مسیر، با افراد در سنین و شخصیتهای مختلف روبهرو میشوم و از آنجایی که ذاتاً دوست دارم همه راضی باشند، این تعامل برایم بسیار لذتبخش است. طی این سالها متوجه شدهام که فراتر از هر وظیفه شغلی، این مهربانی و همدلی و شنیدن یکدیگر است که باعث میشود نتیجه کار زیباتر و رضایتبخشتر باشد.
خیلی وقتها رابطهای فراتر از کار با مشتریانم شکل میگیرد؛ به گونهای که حتی بعد از پایان پروژه، با وجود اینکه ممکن است کاری برای انجام نباشد، همچنان حال یکدیگر را میپرسیم و دوست باقی میمانیم. این ارتباطات صمیمانه یکی از با ارزشترین بخشهای حرفه من است.
من الگوی خاصی دنبال نکردهام و از کسی الهام نگرفتهام؛ رفتار مهربانانه با دیگران جزئی از ذات من است. هرگز نمیخواهم کسی را ناراحت کنم و دوست دارم همیشه با مهربانی در یاد و خاطره دیگران باقی بمانم، نه با بدی.
من در تاریخ ۱۵ ژانویه ۲۰۲۳ به طور رسمی به عیسی مسیح ایمان آوردم و از همان زمان در نیایشها و کلاسهای روزانه کلیسا شرکت میکنم و ارتباط عمیقی با جامعه کلیسایی پیدا کردهام.
ولی متاسفانه به دلیل زندگی در کشوری مسلمان نمیتوانم به صورت علنی به وظیفه خودم عمل کنم. ولی تمام تلاشم را میکنم تا کلام خداوند و وعده خوش نجات را به همه بگویم.
باور دارم که اگر همه ما به این فکر کنیم که در پیشگاه خداوند همه یکسان هستیم و کسی از دیگری برتر نیست، آنوقت میتوانیم با مهربانی و آموزش، دیگران را هدایت کنیم تا درست رفتار کنند. این نگرش نه تنها جلوی ظلم و ستم را میگیرد، بلکه باعث میشود که کسی برای بالا رفتن یا جلب احترام، با دیگران بدرفتاری نکند.
چند ماه پس از ایمانآوری، خداوند از طریق کشیش ما، دایتن تیموتی کارتر، مرا به سمت معلمی منصوب کرد. اکنون هر هفته یکی از وعدههای زیبای خداوند را به صورت آنلاین برای عزیزان طبق کتاب مقدس تفسیر و آموزش میدهم.
این خدمت با بخشی از وجودم که عاشق شکل دادن و خلق زیباییها است، همخوانی کامل دارد، زیرا کلام خداوند در وجود ما همچون بنایی زیبا شکل میگیرد.
و من از دیدن تغییرات لذت میبرم.
من میدانم ماموریت شخصی من این است که به همه یاد بدهم که به همدیگر عشق بورزند تا خداوند هم به آنها عشق بورزد. همه ما وظیفه داریم به یکدیگر کمک کنیم و همدیگر را به این راه سوق دهیم. بدانیم که روزی همه ما در برابر خداوند میایستیم و داوری میشویم.
پس اگر سهلانگاری کنیم در رشد و پیشرفت دیگران، باید به خدا پاسخگو باشیم.
همه ما عضوی از بدن مسیح هستیم.
سفر ایمانی او
در ۱۵ ژانویه ۲۰۲۳، مارجان بهصورت علنی زندگی خود را به عیسی مسیح سپرد. از آن زمان تاکنون، با تعهدی عمیق به جامعه کلیسایی خود، هر روز در دعاها و کلاسها شرکت میکند و با نظم و صداقت در مسیر رشد روحانی گام برمیدارد.
زندگی در کشوری با اکثریت مسلمان، محدودیتهای واقعی به همراه دارد. او نمیتواند ایمان خود را آشکارا و بدون خطر پیامدها تمرین یا وظایف ایمانیاش را انجام دهد. با این حال، کلام خدا را آرام اما شجاعانه به اشتراک میگذارد و هر جا که بتواند، پیام نجات را به اطرافیانش منتقل میکند.
ایمان او نگاهش به جهان را دگرگون کرده است:
در برابر خدا، همه انسانها برابرند؛
هیچکس برتر یا فرودست نیست؛
هدایت باید با مهربانی و عدالت انجام شود؛
هیچکس نباید برای بهدست آوردن جایگاه یا احترام به دیگران آسیب برساند.
این نگرش، شیوه رفتار او با انسانها، نحوه ارتباطش و روش آموزش او را شکل میدهد.
خدمتی بناشده بر آموزش
چند ماه پس از ایمان آوردن، خدا مارجان را از طریق شبان کلیسایش، دیتان کارتر، برای خدمت در جایگاه معلم فراخواند.
او هر هفته بهصورت آنلاین یکی از وعدههای خدا را برای اعضای کلیسا تفسیر و آموزش میدهد و هر درس را بر پایه کتابمقدس استوار میسازد.
معماری به او آموخت چگونه زیبایی را روی کاغذ شکل دهد. خدمت روحانی به او میآموزد چگونه زیبایی را در جان انسان بسازد.
او کلام خدا را همچون سازهای میبیند که در درون ما شکل میگیرد؛ محکم، استوار و دگرگونکننده. و از تماشای تغییر روحانی همانقدر عمیق لذت میبرد که از دیدن برخاستن یک ساختمان از روی نقشه.
ماموریت او روشن است:
آموزش محبت به یکدیگر، تا خدا آنان را محبت کند؛
هدایت دیگران به سوی پارسایی؛
و اطمینان از اینکه هیچکس در برابر خدا نایستد، در حالی که مسئولیت خود را برای یاری رساندن به دیگری نادیده گرفته است.
زیرا از نگاه او، همه ما اعضای بدن مسیح هستیم و مسئولیت داریم یکدیگر را بنا کنیم.



